
"دختری به نام نل" را بسیاری از هم سن و سال های من می شناسند . کارتونی که از تلویزیون جمهوری اسلامی سال ها قبل پخش می شد . هر هفته میخ کوب پای تلویزیون می نشستیم که ببینیم "نل" قهرمان داستان مادرش را پیدا می کند یا نه، او که همراه پدر بزرگش است ، گویی در سفری تمام نشدی می خواهد خودش را به انتهای دنیا ، جایی که مادرش انجاست برساند . 
عده ای ادم خلافکار هم شهر به شهر انها را تعقیب می کنند و در هر داستان این کارتون ماجراهای فرار انها از دست همین ادم هاست . در انچیزی که از تلویزیون نمایش داده می شود به ما بچه ها و بیننده ها می گوید پدر بزرگ نل به ان ادم های شیاد مبلغ زیادی ، بدهکار است و باید بپردازد و ندارد .
اما در واقع انچیزی که به ما بچه ها هرگز گفته نشد این بود که پدر بزرگ یک قمارباز حرفه ست که تمام زندگی اش را به ان ادم های طلبکار باخته است و او در واقع راهی این سفر می شود تا نوه اش نل را فراری دهد . چون در اخرین قمار خود نل را باخته است .
نمی دانم چرا انوقت ها چنین کارتون های پخش می شد با محتوای درگونه . چه مشکلی بود اگر ما بچه ها می دانستیم قمار بد است ، زندگی ات از دست می رود ، ممکن است کس و کارت را هم ببازی ، در واقع گم شدن مادر، دربدری پدر بزرگ و نل ، قمار ، حاکی از اشفتگی اجتماع و ادم هایش بود.
دیوید کاپرفیلد و الویور تویست هم قصه هایی تلخ بودند ، همه با مضمونی اجتماعی . چهره سیاه اجتماع پر از فقر و نداری و همه اینها عجیب به زندگی ما افغان ها هم می خورد . چقدر خودمان را همزاد شخصیت هایش حس می کردیم .
دختری به نام نل در واقع برگرفته از رمانی به نام " the old curiosity shop " ، " فروشگاه عجایب کهنه" اثر چارلز دیکنز است . نمایشی است از وضعیت نابسامان اجتماع در بریتانیای قرن نوزدهم . کودکی خود دیکنز هم مانند داستانهایش تلخ و سیاه بوده است .
کار سخت در دوران کودکی ، بدهکار بودن خانواده ، زندان رفتن پدر بدلیل بدهکاری، بدوش کشیدن اجاره خانه توسط چارلز کوچک و از درس و تحصیل باز ماندن ، همه و همه شبیه زندگی بسیاری از ما افغان های مهاجر است.
نارضایتی دیکنز از زندگی شخصی خودش و اوضاعی که با ان بزرگ شد ، دست مایه بسیاری از اثار اوست ، دیوید کاپرفیلد و الیور تویست از اثار خواندنی جهان ، شاهکارهای اوست .
" برای من هیچ گونه پند ، تشویق ، دلداری، یاری و حمایتی از سوی هیچ کس وجود نداشت ، به گونه ای که امیدوار بودم زودتر به بهشت بروم"
بخشی از رمان" دیوید کاپرفیلد" .
برچسبها: چارلز دیکنز, دختری به نام نل, دیوید کاپرفیل, الیورتویست

م :
ن : علی بودا