پي سي هاستينگ

حرفه اي ترين قالب هاي وبلاگ

ابزار وبلاگ نويسي

مرجع راهنماي وبلاگ نويسان

سفارش طراحي اختصاصي قالب وبلاگ

تم ديزاينر


شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۸
م : نامه هایی از گلشهر ن : علی بودا
Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...

ما سه گروه

چند شب پیش فرصتی دست داد تا با یکی از دوستان جان بنشینیم و گپ و گفتی کنیم .

اصولا یکی از مطالبی که در هر محفل تماما افغان از نوع مهاجر در ایران زیاد درباره ان بحث و جدل و گفتگو می شود مدارک شناسایی ، کارت کارگری، گواهی نامه رانندگی که نداریم بیمه درمانی و نامه و اینجور چیزهاست.

اصولا رانندگان افغان در ایران یعنی انهایی که اتومبیل دارند به سه دسته تقسیم می شوند، اول انهایی که با پاسپورت زندگی می کنند و متاهل هستند این دسته گواهی نامه دارندو با خیال راحت می رانند، دومین دسته بدون گواهی نامه ها هستند، این دسته ی بزرگ از رانندگان افغان خود به دو بخش تقسیم می شوند ، هزاره ها و غیر هزاره ها.

هزاره ها که اصولا از پنج کیلومتری و بدون دوربین کنترل نامحسوس هم به سادگی قابل شناسایی هستند دسته کلان این جمعیت هستند، انها حتا از پشت سر هم قابل شناسایی اند. و اصولا  در ایران افغانی یعنی هزاره . این دسته با هزار سلام و صلوات اتومبیل شان را سوار می شوند، اینجا نمی خواهم بگویم رانندگی امروزه همچون غذا یک نیاز هست، اما این غذا که لقمه هایش سخت بلعیده می شود چاره ای جز خوردن ندارد ، حتا به بهای نداشتن گواهی نامه که خود بهای سنگینی ست.

 دسته ی سوم کسانی هستند که هزاره نیستند گواهی نامه ندارند اما به سادگی اب خوردن رانندگی می کنند، پشتون ها و تاجیک ها ودیگر اقوام که پلیس نمی تواند انها را از ایرانی ها تفکیک کند.

گواهی نامه این گروه چهره شان است.

اما رانندگی با چهره یا بدون چهره ، بدون داشتن گواهی نامه یک مشکل بزرگ درایران است ، کاش با تغییر قوانین می شد امنیت بیشتری برای میزبان و مهمان اورد ،کاش.


برچسب‌ها: رانندگی, گواهی نامه, مهاجر افغان, پلیس


سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۸
م : نامه هایی از گلشهر ن : علی بودا
Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...

نامه

در تمامی دنیا نامه،یعنی همان نامه و برگی که چیزی نویسند بر ان برای عزیزی ، دوستی یا کسی احوال خود را بفرستی و بگویی که خوبی یا بدی یا گذر روزگار چنین است و چونان.

البته این کاغذ نامه که میگذاشتی در پاکتی و تمبر و اب دهان و هزار امید که به وقت برسد به دست مخاطب ،مربوط است به دوران ماقبل اینترنت.

اکنون حتا کسی ایمیل نمیزند بجای نامه،

سر تلگرام سلامت و صدها چون تلگرام.

اما برای منه افغان مهاجر و دو سه میلیون از هم نوعان من در ایران نامه معنای دیگری هم دارد.

سالها قبل وقتی پدران مهاجر ما عزم سفر می کردند و میخواستند به مسافرت بروند(در ایران) به انها گفته شد باید بیایید و از اداره اتباع بیگانه واقع در شهرتان مجوز سفر بگیرید.

انها هم می گرفتند و وقتی در راه گذرها کسی از پلیس هویت انها را می خواست همان برگ را نشانش می دادند.

در نظر پدران ما که سوادی نداشتند تا برگه را بخوانند اینطور می نمود که این نامه ای است که اداره برای این سرباز بد خلق نیروی انتظامی فرستاده که در راه به انها شماتت نکند.

سرباز نیروی انتظامی پدران ما را به یاد خاطرات عسکرهای ظاهر شاه و دیگرپادشاهان می انداخت که کمترین موحبتشان به انها سیلی های ابدار بود، مشت و لگد و دشنام سر جایش.

انها تصور کردند این برگ هر چه که هست کار همان امان نامه را انجام می دهد، پس نامش را گذاشتند نامه.

 


برچسب‌ها: نامه, اداره اتباع, عسکر, نیروی انتظامی


آرشيو ماهانه