پي سي هاستينگ

حرفه اي ترين قالب هاي وبلاگ

ابزار وبلاگ نويسي

مرجع راهنماي وبلاگ نويسان

سفارش طراحي اختصاصي قالب وبلاگ

تم ديزاينر


یکشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۵
م : نامه هایی از گلشهر ن : علی بودا
Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...

پاکی

چند روز که  به نوروز ماند، ته دل یک افغان یک چیز است که خار خار می شود ، تمام مدت به ان فکر می کند ، دوست دارد همین که افتاب زد ان اقدام مهم و حیاطی را انجام دهد البته می دانم که حیاتی در اینجا اینطور نوشته  می شود نه این طور " حیاطی" .

خوب باید گفت که بیشتر این کار مهم در حیاط  خانه باید انجام شود ، البته خیلی از مسن تر ها ان را کنار خیابان و کوچه هم انجام می دهند ، ابزارش هم خیلی در دسترس است یعنی تقریبا همیشه هست ، خوب بعد از این همه اسمان ریسمان هنوز نگفتم که ان اقدام حیاتی چیست ، اینکه یک تیغ برداری و تمام موهای سرت را از ته بتراشی .

واقعا چه لذتی از این بالاتر که سرت را سبک کنی و نسیم و خنکای بهار سرت را نوازش کند ، یک ادم دلسوز می خواهد و یک ماشین ریش تراشی و یک صندلی تا شو ، اینکه می گویم یک ادم دلسوز می خواهد برای این است که طرف دلسوزانه و نه از روی عجله و شتاب بنشیند و تک تک موهای دور گوش و زیر گردن  و همه را با صبوری خاص بگیرد و اگر پایان کار سرت زخم و زیلی بود بدانکه کمک سرتراش تو خیلی هم دلسوز نبوده است ،

البته  قدیم ها که تیغ ریش تراشی وجود نداشت یا خیلی نایاب بود مردم از وسیله ای بنام پاکی استفاده می کردند ، چاقویی به غایت تیز که البته تا شو بود و تیغ اش میان دسته ان پنهان می شد تا دست و پای کسی را زخم نکند ، بابا بزرگ من هم یکی داشت و وقتی من ان را برای اولین بار میان فضولی هایم در وسایل پنهانی پدربزرگ پیدا کرده بودم از تیزی خارق العاده ان انگشت حیرت به دهان گزیدم .

البته پدر بزرگ بعد ها خبردار  شد که نوه ی عزیزش از پاکی او به جای شمشیر سامورایی استفاده کرده و هر چیزی را به دو نیم تقسیم نموده است ، ان زمان که این پاکی دیگر از پاک کردن مانده بود .

زمانی که بچه بودم در راه مدرسه و خانه می دیدم که پیرمردهایی با یک قیچی و تیغ کنار خیابان مشغول ارایش پیرمردهای دیگر هستند ، اسم این طور ارایشگاه ها را ما بچه ها به طنز گذاشته بودیم ارایشگا ه رو به افتاب چون همیشه خدا در کنار دیواری که افتاب  به ان می تابید برقرار بود ، شاید برای اینکه ریز ترین موی ها را هم ارایشگر فرتوت ان بتواند ببیند .

ترانه سیاموی جان از خواننده قدیمی افغان استاد ساربان

تو رفتی بی تو بر جسمم تب امد سیا موی جان

نهان شد افتاب از من شب امد سیا موی جان

برای پرسش دل بار دیگر سیا موی جان

بیا پیشم که جانم بر لب امد سیا موی جان


برچسب‌ها: پاکی, سلمانی, ارایشگاه, رو به افتاب


جمعه ششم دی ۱۳۹۲
م : هنر و فرهنگ ن : علی بودا
Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...

گیسوی تو

در فرهنگ افغان ها موی (گیسو) نمود زن است ، زن بی موی ارج و قربی ندارد، و گویند که زن بی موی همچون باغ بی درخت است . این موی است که دختر زیبا روی را زیبا می کند ، و عاشقان دلسوخته همیشه دم از گیسوی یار زده اند و از جعد مشکین گفته اند .

موی دراز و بافته شده که از انحنای کمر اویزان است ، دل هر رهگذر را می برد و اولین نمایش از اندام زن است و انگاه که یکی دو دسته ی  ان، بخشی از رخسار را هم بپوشاند و نیز چند تاری هم انقدر کوتاه باشند و مجعد که درون چشمان راه پیدا کنند دیگر کار تمام است .

نگاری مست و لایعقل  چو ماهی

درآمد از در مسجد پگاهی

سيه زلف و سیه چشم و سیه دل

سيه گر بود و پوشیده سیاهی

ز هر مويی كه اندر زلف او بود

فرومی‌ریخت كفری و گناهی

درآمد پیش پیر ما به زانو

بدو گفت:  ای اسیر آب و ماهی

فسردی همچو یخ از زهد كردن

بسوز آخر چو آتش گاه گاهی

چو پیر ما بدید او را برآورد

ز جان آتشین چون آتش گاهی

 تاریكی زلف او فرو رفت

به دست آورد از آب خضر، چاهی

عطار نیشابوری

در مثل ها و روایات کهن به موی قسم ها خورده اند . در میان افغان ها یک مثل  است که می گوید " سرم پیشت لوچ".

دو نفر با هم سخت دعوا کردند و کار زدو خورد بالا گرفت زنها امدند و سر لوچ کردند و قاعله را خاتمه دادند .منظور از سر لوچ کردن یعنی این که زنان دو طرف را به موهایشان قسم دادند .

در میان افغان ها تراشیدن سر زن نماد تنبیه اوست به جرم بد کارگی و یا خیانت  ، یعنی شوهر هر گاه از جانب زن خیانت می دید سر او را می تراشید و زن را به منزل پدرش می فرستاد.

در رمان " ناشاد" نوشته ی محمد حسین محمدی (داستان نویس افغان) نویسنده به زیبایی وقتی از تنهایی دختر داستان (ناشاد) صحبت می کند و شرح کاملی از یک روز فعالیت او در خانه و در زیر زمین که محبس و منزلگاه اوست از موی ناشاد هم نوشته است .  

"موی هایت را با دستهایت می گیری و می اندازی شان روی شانه هایت. موی هایت دراز شده اند.... دلت نمی شود ببافی شان،فرق باز می کنی . بعد موی های جمع شده بین دندانه های شانه ی چوبی ات را با دست می گیری و به دور سر انگشتانت به هم می پیچانی و از ان حلقه ی کوچک می سازی. سپس موهای حلقه شده بر دور سرانگشتانت را خطا می دهی و به وسط ان با دو انگشت می فشاری ...حالی موها به شکل شاپرکی می شود که دو بال خود را باز کرده است ..... فکر می کنی اگر موهایت سفید شوند این شاپرک های جور شده از موی هم سپید خواهند شد .. بعد شاپرک را برده بین درزهای خشت دیوارهای زیر زمین قرار می دهی ."

در دیگر فرهنگ ها نیز بریدن و افشاندن و پریشان کردن گیسو نشان عزا داری ست ، هنگام عزاداری زنان به گیسوهایشان چنگ می اندازند یا قسمتی از حلقه های ان را می برند و اویزان می کنند.

" زری گفت بار اول که درخت گيسو را ديدم، از دور خيال کردم درخت مراد است و لته‌های زرد و قهوه‌ای و سياه به آن آويزان کرده اند. نزديک که رفتم ، ديدم نه، گيس‌های بافته شده به درخت آويزان کرده‌اند، گيس‌های زنان جوانی که شوهرهايشان جوانمرگ شده بود، يا پسرهايشان، يا برادرهايشان "

سیمین دانشور در رمان " سووشون"

در قدیم زنان افغان موی هایشان را شانه می کشیدند و هر اندازه که زنی شانه های بیشتری می شکست نشان از موی و روی بهتری داشت ، مادران و مادرکلان ها همیشه خدا موی هایشان بافته بود زیرا هم کثیف نمی شد هم می شد انها را بهتر جمع و جور کرد تا دراز و درازتر شوند .

شب از رويت سخنهاي بهار اندوده مي‌گفتم       ز گيسو هر كه مي‌پرسيد، مشك سوده مي‌گفتم

بیدل

سید انور خواننده و دنبوره نواز افغان در این اهنگ هزارگی از موی سیاه یار می گوید

مویای سیای خوره تو چپ و کیل  شانه مونی ............ موهای سیاهت را چپه وکج شانه می زنی

شا موغول گیسوی تو دیل مره پروانه مونی ........     با این موهای مقبولت دلم را همچون پروانه می کنی

سید انور "مویای سیا" دانلود اهنگ ؛ حجم فایل: 650 kbs


برچسب‌ها: مویای سیا, اهنگ هزارگی, گیسو, ناشاد


جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۲
م : هنر و فرهنگ ن : علی بودا
Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...

دنبوره ساز شیطانی

وقتی افغان ها خسته از کار روزانه به منزل می امدند تا دمی بیاسایند غیر از نوشیدن چای سبز یا سیاه که خستگی را از تن می زدود، یک چیز دیگر هم به قول معروف دمشان را راست می کرد *،  پیش از امدن عصر تکنولوژی کاست و سی دی و پخش و موبایل در میان افغان ها موسیقی ان هم از نوع زنده اش باب بود ، دمبوره یا دنبوره .

مردم برای دمبوره نوازها سر و دست می شکنند ، دمبوره نوازی در فرهنگ عامه کاری شیطانی ولی محبوب است همانند سیب ممنوعه در بهشت . ملاها مردم را از نواختن ان منع می کنند اما مردمان خسته ، ادم های سرخوش ، بچه جوان ها وقتی گرد هم می ایند دیگر سخن ملا را برای لحظاتی می گذارند پشت در ، دنبوره نواز ذاتا شاعر هم هست ، می نوازد و فی البداهه شعر می گوید .

سر کوه بلند سیم و ستاره

طلبگارم شده مرد هزاره

سون روییش ببین بینی نداره

سون پاییش ببین چپلی* نداره

این حرف های دختر اولی ست . گفتگو میان دو دختر سید است که هر دو از خواستگاری مرد هزاره می گویند ( با این توضیح که برخی و یا بسیاری از سید های افغانستان از ازدواج دختران سید با مردان طایفه هزاره  جلوگیری می کنند و مخالف ان هستند )

دختر دوم :

سر کوه بلن سیم و ستاره

طلبگارم شده مرد هزاره

جوان کاکه است پروا نداره

سرم اشیق شوده چاره نداره

و این پاسخ مرد هزاره است :

دنیا بی اشوقی مزه نداره

اشوقی کته و ریزه نداره

بیا او دختر زیبای پیر جان

اشوقی سید و ازره *  نداره

باورش سخت است ولی این تکه ی چوب درخت توت با یک کاسه و دسته ی بلند و تاری که از روده حیوان و سیم یا ابریشم ساخته می شد بیشتر از هر شبکه ی تلوزیونی سرگرمی می افرید و جدای از ان ذوق ها را غنی می کرد که مردم کنار هم مسائل و مشکلات و دردهایشان را دوبیتی کنن و با نوای ان در امیزند که رنج دنیا کم شود و غم دنیا گوم .

در دورترین مرغداری ها و گاوداری ها هم می شود با یک تکه چوب و کمی سلیقه مشابهش را ساخت و نواخت ، خیلی ها می گویند که همین دنبوره عاملی بوده است برای زنده ماندن ادبیات شفاهی هزاره ها ، اگر کمی گوشهایتان را تیز کنید می توانید از پستوی خانه ها صدای خاله ها را بشنوید که ارام ارام به هنگام طبخ غذا دوبیتی می خوانند .

سر کوی بلند زردک نمو شه / دل دختر د پیر مردک نمو شه

" همان طور که بالای کوه بلند هویج نمی روید / دردل دختران جوان هیچ عشقی به پیر مردها بوجود نخواهد امد ".

محتوای بسیاری از دوبیتی ها و اشعاری که با دنبوره خوانده می شود شامل این موضوعاتند وصف معشوق ، گلایه از دنیا ، هجران و جدایی از یار ، شکایت از روزگار، قدرشناسی از معشوق ، عذر و التماس ، گلایه از تنگدستی و سختی روزگار و نیز اظهار صداقت و اخلاص .

عارف شاداب ترانه خوان جوان هزاره و دوستانش در این ویدئو و در یک مجلس خصوصی همراه با ساز دنبوره از ضیائ سلطانی موسیقی فولک افغان را اجرا کرده است .

د دنیا غیر جوانی ندیدوم

بغیر از غم روی شادی ندیدوم

بغیر از غم روی شادی ر خیره

د خاو دیدوم د بیداری ندیدوم

.............

ز کف عمر جوانی رفت و افسوس

بهار زندگانی رفت و افسوس

نگفتم راز دیل یک دم به پیشش

ز نزدم یار جانی رفت و افسوسziasoltani

دانلود ویدئو حجم : 16 mb

دانلود فایل صدا  برای انهایی که اینترنت پر سرعت ندارند / حجم 4.6 mb

* دمشان را راست می کردند = خستگی در می اوردند . استراحت می کردند

*چپلی=دمپایی

* ازره = هزاره


برچسب‌ها: موسیقی هزارگی, دنبوره, دوبیتی, عارف شاداب


جمعه سوم آبان ۱۳۹۲
م : موسیقی افغان ن : علی بودا
Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...

کیل کیلگ

با کسی صحبت می کردم ان هم روی دوچرخه و سعی می کردم خودم را نگه دارم تا حرف تمام شود که ناگاه پیرمردی سیه چرده ، کوتاه قامت با وسکت ( جلیقه) روشن مرا سخت مورد شماتت قرار داد " برو دیگه ...کیل کیلگ ، کیل کیلگ ...". نمی توانستم جلوی خنده ام را بگیرم و به عوض عذر خواهی از بنده خدا، خندیدم و او راهش را گرفت و رفت با ابروهای در هم گره کرده و عصبانی.

داستان از این قرار است که من راه ان بینوا را سد کرده بودم و او چند باری سعی کرده بود از راه بگذرد ، اما خنده ی من به این دلیل نبود ، بلکه شادی و شعفی بود از اینکه تکه ای از اصیلترین لهجه و کلام زبان مادری ام را می شنیدم ، چیزی که در ایران زیاد نمی توان شنید .

" کیل کیلگ ...کیل کیلگ" ، کیل یعنی " کج " اعتراض مرد این بود که تو چرا انقدر کج و راست می شوی برو دیگر و راه را باز کن " و همه می دانند که فرمان دوچرخه باید مدام کج و راست شود تا بتوان تعادل را حفظ کرد .

ناگاه یاد زبان از یاد رفته ی هزارگی افتادم با ان تکه های شیرینش ، و اصطلاحاتی که گه گاه از مادرم شنیده بودم که امروز بیخی (کاملا) از یاد رفته ست.

" نیر غیلده نکو" .......نیر غیلده یعنی " نرغولیدن" یعنی اینکه " مانند غول های نر همه چیز را بر هم نزن و ارام باش" همین یک کلمه به تنهایی معادل  یک خط صحبت کردن در زبان فارسی ست ،

"نه نه خوره  زیارت دلجی کدوم ". یعنی مادرم را به زیارت بردم و تا زیارت او را همراهی کردم .

" امشاو شاو نگایه " امشب شبه قدر است ، شب نگاه ترکیبی ست از شب و نگاه یا همان چشمان،  یعنی شبی که دیده باید در ان باز باشد .

" پی دمون خوره خیشپه کو " یعنی " پاییدن دامن لباست را بچلان "

" ایقیس اولوجی نکو" ، اولوجی یعنی گریه ناجور یعنی انقدر با ان صدای دلخراشت گریه و زاری نکن.

" الی مه " یعنی " محبوبم ، عزیزم ".

بهترین منبع برای شنیدن اصوات هزارگی برای منه افغان دور از وطن همین اهنگ های هزارگی ست ، ترانه بینفشه یا همان " بنفشه " با صدای دو خواننده افغان ضیا سلطانی و عارف شاداب همراه ساز دنبوره ، برای همه ی انهایی که محبوبی بنام بنفشه دارند و یا روزگاری داشته اند.

عجب روزم سیا شد و بینفشه / دل از دلبند جدا شد و بینفشه

اوف... پدر روز جدایی ره نالد / جدایی از کجا شد و بینفشه

دیل مه تیکه تیکه شد از برای تو / تا کی یه بیشینوم چیشیم ده رای تو

" دل من برای تو تکه تکه گشته است / تا چه زمانی چشم به راه تو بنشینم "

اوف .. شونیدوم کی ناجوری بینفشه / د جان عاشقو درد و بلای تو

شنیده ام که حالت خوب نیست بنفشه / همه ی درد ها و غم هایت به جان عاشقان باد"

دانلود ترانه " بینفشه "

حجم : 3.94 mb


برچسب‌ها: ترانه هزارگی, بینفشه, بنفشه, عارف شاداب


جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲
م : اجتماعی ن : علی بودا
Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...

بیگانه شوی نکو

برخی از جوانان افغان مهاجر در ایران گفته اند  به هنگام گرفتن مدارک شناسایی شان از اداره اتباع خارجی ، برگه ای جلوی روی انها گذاشته شده از انان خواسته می شود ان را امضا کنند، محتوای درون ان این است " تعهد می سپارم به هیچ وجه با یک دختر ایرانی ازدواج نکنم ".

چنین ممنوعیتی در مورد دختران افغان وجود ندارد، دختران افغان امروز بیشتر از هر وقت دیگری می توانند وارد دانشگاه شوند و به سطح علمی شان بیفزایند، اما چنین موقعیتی برای مردان افغان کمتر است و در نتیجه نوعی شکاف میان انها بوجود امده است. مردان افغان به لحاظ شغلی و سواد جذابیت کمتری دارند ، برای یک دختر لیسانسه سخت است که با پسری که معلوم نیست سیکل هم دارد یا ندارد ازدواج کند .

از طرفی شمار اندک مردان باسواد مهاجر در ایران هم مشکل اشتغال ، متناسب با مدرک تحصیلی شان دارند و باز این موضوع خود دلیل دیگری ست برای کمتر جذاب بودن انها در ازدواج ، بسیاری از انها نیز وضعیت مالی مناسبی ندارند ، در نتیجه همه می دانند چه می شود...

برای مردان مجرد افغان عرصه بسیار تنگ شده ، خاستگارانی که از خارج ایران و از اروپا برای بردن دختران افغان مهاجر می ایند عروسی شان را با دلارهای 3000 تومانی در مجلل ترین هتل ها و رستوران ها بر پا می کنند ، و برای دختران دانشجوی افغان ، پسران خاستگار ایرانی  پیدا شده است ،

خاستگار ایرانی می تواند بعد از ازدواج در مدت کوتاهی برای همسرش تابعیت ایرانی بگیرد ، وضع مالی و سواد مناسبی دارد ، ارث و میراث مناسبی از پدر و پدر بزرگ داماد می تواند اینده شان را تضمین کند .

مردان مهاجر افغان بواسطه ی دستور دولت نه می توانند عشق ایرانی داشته باشند و نه به دلایلی که گفته شد عشق افغان. خیلی از دختران افغان که ازدواج خارج از قوم می کنند توسط فامیل شان طرد می شوند فامیل ها و اقوام احساس غریبه بودن با داماد ایرانی دارند ، از طرفی قوم شوهر هم به این وصلت نگاه مثبتی ندارد و در پاره ای موارد  ان را باعث سر شکستگی می داند.

ونیز رسم و رسومات و عادات هر دو قوم بسیار با هم متفاوت است، دوستی  دارم که ایرانی ست و با دختری افغان ازدواج کرده است ،او همیشه متعجب است از مصرف این همه سیر در غذایی که می خورد و معتقد است غذاهای شما افغان ها خیلی چرب است و با ذائقه اش ناسازگار ، اما از ان سو دخترانی که شوهر ایرانی دارند می گویند ، یک چیز مردان ایرانی اصلا و ابدا جالب نیست و ان مخفی بودن میزان درامد انهاست ، انها به هیچ وجه در این مورد صادق نیستند و در عوض قادرند با فصاحت کلامی که دارند  تو را قانع کنند که این موضوع چندان اهمیتی ندارند.

احمد جاوید شریف ترانه خوان افغان در این ترانه پاپ ضمن ستایش از دخترافغان به او توصیه می کند.

" بیگانه شوی نکو غیر از وطندار "

دانلود ترانه " لیلی جان "

حجم 4:67 mb


برچسب‌ها: ازدواج, دختر افغان, داماد ایرانی, جوان مهاجر


سه شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۲
م : موسیقی افغان ن : علی بودا
Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...

افغان پسرک قد و بالا داری

الا لب و دندان مرواری را قربان

الا شفای جان بیمارم تو باشی

الا عزیز و دلبر و یارم تو باشی

الا میان جمله خوبان گل اندام

الا گل مقبول و بی خارم تو باشی

ترانه های افغان پر از این قبیل  توصیف ها و وصف هاست  از زبان مردی که برای زن مورد علاقه اش همراه با اواهایی سوزناک یا موسیقی های شاد خوانده می شود در تلفیقی از ساز های کهن و یا نو. بسیاری از این توصیف ها انقدر جسمانی اند که دیگر در شنونده جای هیچ شکی باقی نیست که مورد خطاب چه کسی ست .

این ابیات همچون غزل های حافظ دو پهلو نیستند  تا کسانی بتوانند ادعا کنند که مقصود خواننده یا شاعر ، دلبریست از نوع  اسمانی اش و چه و چه ، انطور که همیشه در اینجا یعنی ایران به ما گفته اند و می گویند.

الا اسیر زیر لب خندیدنت من

الا به زیر چشم و پنهان دیدنت من  

الا خدا را ، نه گناهی نه خطایی

الا فدای بی سبب رنجیدنت من

این غزل ها و سخنان عاشقانه الفاظی ست که مردان برای زنان می خوانند ، اما اگر یک زن بخواهد در توصیف مرد مورد علاقه اش  شعری ،غزلی ، ترانه ای بخواند چه خواهد گفت ؟ مشکل همین جاست ، در فرهنگ افغانی ابراز علاقه ی زن به مرد امری نکوهیده پنداشته می شود ، بسیاری ان را موجب کسر شان و منزلت می دانند ، بسیاری می گویند زنان باید بر مسند ناز باشند ، نه نیاز و به همین سبب است که زنان نمی دانند از چه بگویند و از چه بخوانند .

برای افغان ها ترانه ملا ممد جان یک استثناست

بیا که بریم به مزار ملا ممد جان/سیل گل لاله زار واوا دلبرجان

برو به یار بگو یار تو امد/ گل نرگس خریدار تو امد

برو به یار بگو چشم تو روشن / همان یار وفادار تو امد

بیا ای یار که مجنون تو هستم / خراب لعل میگون تو هستم

نمی بوسم لب پیمانه ی می / پریشان و جگر خون تو هستم

از روزی که اولین زن خواننده افغان " میرمن پروین " به حسر خانگی خوانندگان زن پایان داد و مسئولین رادیوی ان زمان افغانستان به خانه اش رفتند و از پشت پرده صدایش را ضبط کردند، تنها دغدغه زنان این بود که بیایند و بخوانند و اینکه از چه بخوانند مشکلی بود که تا پیش از ان زیاد رویش فکر نشده بود ، انها امدند و همان اشعاری را خواندند که مردان برای زنان می خوانند.aryana saeed

 

افغان پسرک قدو بالا داری                                  

چشمای خمار ، رخ زیبا داری

ای صدقه شووم جد و اجداد تو را

در مهر و وفا دل دریا داری

چون من نبود برخت عاشق زار

بر خویش ببال که چو شیدا داری

عاشق به تو شد دخترای دنیا

ای جان بچگک تو چه ادا داری !

دانلود  ترانه " افغان پسرک "

خواننده : اریانا سعید

حجم : 4.16 mb


برچسب‌ها: دانلود افغان پسرک, اریانا سعید, خواننده زن افغان, غزل های عاشقانه


آرشيو ماهانه